تبلیغات
پزشکی مهر 89 مشهد - (یک)
 
 
پیغام مدیر :
رعایت موارد ذکر شده در صفحه منشور قوانین وبلاگ از جانب شما بازدیدکننده گرامی، مایه مسرت خواهد بود،
 
 
(یک)
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1392
ساعت : 10:29 ق.ظ
نویسنده : زهرا بهنام
گسترش فرهنگ دشنام در جامعه افزون بر نشانه جهل، كم سوادی و نافرهیختگی جامعه، نشانه انحطاط فرهنگی در جامعه نیز می باشد؛ زیرا دشنام گویی نشانه افراد بی تمدن، ناپخته و بی نزاكت است كه آثار آن در فروپاشی اجتماعی و ایجاد تضاد و درگیری ها خود را نشان می دهد و موجب بروز خشونت در جامعه می گردد و گسترش و تداوم آن شرایط اجتماعی جامعه را بحرانی تر می سازد.
دشنام گویی موجب آزار روحی دیگران می شود و بی اعتنایی و بی توجهی به حقوق دیگران محسوب می گردد. دشنام به عنوان فرهنگ عمومی، سبب فساد و به ابتذال كشیده شدن زبان رسمی كشور می شود به گونه ای كه واژه های اصیل، رسا و گوش نواز به فراموشی سپرده شده و واژه های ركیك، عامیانه و دشنام ها جای آنها را پر می كنند.
در محافل علمی دشنام و ناسزا، بحث ها را به مشاجره تبدیل می سازد. چنان كه می تواند موضوع بحث آنها را تغییر دهد و از هدف مناظره علمی دور سازد. برای مثال فرض كنید در خلال بحث، بجای پاسخ: «نه» از «نه احمق» استفاده شود. از این لحظه به بعد خواهید دید كه دیگر موضوع بحث هر چه كه باشد فراموش و به رد و بدل دشنام میان مناظره كنندگان بدل می گردد.
منبع: http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,3616

کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ، در بند اول ماده 10 خود به شناسایی حق آزادی بیان مبادرت می ورزد و در بند دوم نیز بلافاصله به بیان محدودیت های موجود می پردازد ، بند دوم صریحاً اشعار دارد که آزادی بیان قیدها و محدودیت هایی دارد و برخی از این محدودیت ها به این صورت است : برهم نزدن امنیت ملی ، ایمنی عمومی ، نظم عمومی ، اخلاقیّات مردم و حفظ ابرو و حقوق سایرین و ... که همگی این محدودیت ها مرتبط با حقوق عمومی یا اجتماعی افراد هستند و ناظر بر رعایت مصالح جمعی بر بیانات فردی هستند ، در آرای دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز آرای گوناگونی پیرامون این محدودیت ها وجود دارد که دولت ها در مقابل شاکیان نقض آزادی بیان همواره به این مفاهیم اشاره می نمایند.
در هر حال وجود محدودیت برای آزادی بیان امری بدیهی است ، برای مثال توجه نمائید و فرض کنید که فردی از روی دشمنی با شما به منظور تخریب شخصیت شما ، به بیاناتی ناحق مبادرت ورزد و مثلاً در محل کارتان به شایعه پراکنی مبادرت ورزد و در نتیجه عواقب این عمل به حقوق شما آسیب رساند ، پرسش آن است که شما ، من و دیگران عمل چنین فردی را توجیه نمائیم ، مثال آن که امروزه خیلی راحت برخی کتاب قرآن را به آتش می کشند و تصوّر می نمایند توهین به مقدسات یک افتخار است که در سوابق آن ها ثبت می گردد یا برهه های زمانی خاصی برخی رسانه ها تصور می نمودند که بیان هرمطلبی و هر شایعه ای علیه افراد واشخاص یا علیه ادیان و مذاهب هیچ ایرادی ندارد و می توان ذیل عنوان حق آزادی بیان به عقاید دیگران اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی و ... توهین نمود حال آن که مکتب اسلام توهین به مقدسات هیچ دینی را روا نمی داند و به حقوق سایرین اهمیت می دهد ، به عنوان نمونه فارغ از بحث های حقوقی ، در مسائل مذهبی واجتماعی ، غیبت کردن یا نسبت ناروا دادن و یا ناسزا گفتن به هرشخصی من جملۀ مهم ترین خطوط قرمز شرع اسلام پیرامون مفهوم آزادی بیان هستند ، اندیشمندان و بزرگان اسلامی حتی در زندگی شخصی نیز برای اشخاص این حق را قائل نیستند که راجع به دیگران غیبت نمایند یا ناسزا گویند یا توهین نمایند ، بنابراین می توان گفت آزادی بیان مفهومی است شدیداً قابل سؤاستفاده که بایستی به درستی مراقب بود تا حقوق سایرین و حقوق عمومی و در میان مسلمانان مبانی اسلامی نقض نگردند.
منبع: http://www.bibaknews.com/shownews.php?idnews=85546