تبلیغات
پزشکی مهر 89 مشهد - "خود" من!
 
 
پیغام مدیر :
رعایت موارد ذکر شده در صفحه منشور قوانین وبلاگ از جانب شما بازدیدکننده گرامی، مایه مسرت خواهد بود،
 
 
"خود" من!
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان 1392
ساعت : 12:45 ق.ظ
نویسنده : همکلاسی 1
دوستانی که کتاب حماسه حسینی رو در خواست کردن،لطفا فردا (دوشنبه) برای دریافت کتابشون به سرکار خانم ابروشن مراجعه کنن.هزینه کتاب(با تخفیف 50%) 2400 تومان هست.اگر دوستان دیگه ای هم مایلن تا امروز بعد از ظهر می تونن بگن تا مجددا تهیه بشه.
سلام به دوستان عزیز
امیدوارم که توی بحبوحه امتحان و درس و مشق،فرصت کنین که یک پست بی ارتباط با امتحانو هم بخونین.

اول یکم درد دل!

راستش گاهی وقتا می شینم و با خودم به"خودم" فکر می کنم!منظورم به خود خودمه ها!نه به درس خودم  یا به تفریحای  خودم یا به کلاسای خودم!به خود خودم!چیزی که احتمالا هممون کم و بیش بهش فکر می کنیم.به این فکر می کنم که بین این کلیه و غدد و قلب و هماتو از یه طرف  و مهمونی و دوست و اشنا و خانواده و تفریح و تلویزیون و اینترنت از اون طرف دیگه،این "خودم" الان کجاست دقیقا؟!

دوم؛این روزها!

اول این ایام رو تسلیت میگم.و دوم اینکه بریم سر اصل مطلب!یک زمانی یکی از چالش های بزرگی که با خودم داشتم نگاهی بود که باید به این روزها منظورم به عزاداری ها و مراسمی که این روزهاست داشته باشم.واقعا توی یه دو راهی عجیبی به اسم سنت و مدرنیته یا حقیقت و افسانه گیر کرده بودم!از این حالت دودلی خیلی بدم میاد نمیدونم شمام همینطوری هستین یا نه؟این یک موردو بالاخره پارسال تا حدودی تونستم برای خودم حلش کنم!که یک مقدار زیادیش رو مدیون یکی از کتاب هایی هستم که محرم امسال برای دومین بار شروع کردم به خوندنش و یک مقدار دیگه اش رو هم کتاب های دیگه و تفکر!
نمی دونم برای چند نفر از شما که دارین این پستو می خونین این تردید و دغدغه ایجاد شده اصن؟به فکرش بودین یا نه!چند تاتون احتمالا بی خیالش شدین یا دنبالش رفتین!اما حیفم اومد این دغدغه و این کتابو جایی نگم.گفتم شاید همین وبلاگمون از همه جا بهتر باشه! (:

سوم؛فرازهایی از این کتاب

 1  حسین یک شخصیت حماسی است اما حماسه انسانیت،بشریت،نه حماسه قومیت.سخن حسین،عمل حسین،حادثه حسین،روح حسین،همه چیز حسین هیجان است،تحریک است،درس است،القاء نیروست.شما در دنیا حماسه ای مانند حماسه حسین بن علی پیدا نخواهید کرد.چه از نظر قوت و قدرت .چه از نظر علو و ارتفاع و انسانی بودن آن و متاسفانه ما مردم این حماسه را نشناختیم.
 2   حادثه عاشورا دو صفحه دارد:یک صفحه نورانی و سفید،ویک صفحه تاریک،سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر است و یا کم نظیر.اما صفحه سیاه و تاریکش یک جنایت و تراژدی است یک مصیبت است.یک رثاء است.اما ایا تاریخچه عاشورا فقط همین یک صفحه است؟فقط مصیبت است و چیز دیگری نیست؟
 3   حسین بن علی یک روح بزرگ و یک روح مقدس است.اساسا روح که بزرگ شد،جسم و تن چاره ای ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید،به زحمت بیفتد و ناراحت شود.اما روح کوچک به دنبال خواهش های تن می رود.هرچه را که تن فرمان بدهد اطاعت می کند.روح کوچک به دنبال لقمه برای تن می رود،اگرچه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی باشد.تن به هر ذلت و بدبختی می دهد برای اینکه می خواهد خواب راحت داشته باشد.... در حالی که حسین در بین راه خطابه می خواند و می فرماید:من مردن را برای خودم سعادت و زندگی با ظالمان را جز ملامت نمی بینم.
  راست است!عزاداری حسین بن علی واقعا فلسفه دارد.هر چه ما در این راه کوشش کنیم به شرط انکه هدف را تشخیص بدهیم بجاست.اما متاسفانه عده ای این را نشناختند،خیال کردند بدون اینکه مردم را به مکتب حسین اشنا کنیم،به فلسفه قیام حسینی اشنا کنیم،عارف به مقامات حسینی کنیم،همین قدر که مردمی آمدند و نشستند و یک گریه ای را نفهمیده و ندانسته کردند،دیگر کفاره گناهان است!
 5  چرا ما هر سال باید یاد حسین بن علی را تجدید کنیم؟انچه که در حسین بن علی در این حادثه عاشورا پیدا شد،از ایمان،جلوه خداشناسی،رضا،تسلیم،عزت نفس،آزادی خواهی و آزادی طلبی،از اینکه در خدمت انسان ها باشد،اگر شما نمونه ای در دنیا پیدا کردید،ان وقت بگویید چرا ما نام حسین بن علی را زنده کنیم.اگر اشکی که برای او می ریزیم در مسیر هماهنگی روح ما باشد،روح ما پرواز کوچکی با روح حسینی بکند،ذره ای از همت و غیرت و حریت،ذره ای از ایمان و تقوا و توحید او در ما بتابد و چنین اشکی از چشم ما جاری شود آن اشک هرچه دلتان بخواهد قیمت دارد.اگر گفتند به اندازه یک بال مگسش هم یک دنیا ارزش دارد باور کنید.
  خیلی چیزها اعم از مادیات و معنویات برای انسان ارزش و افتخار است.زینت و زیور است.ولی گاهی آن کسی که این ارزش به او تعلق دارد یک وضعی پیدا می کند که به این ارزش،ارزش می دهد،همچنانکه این ارزش او را صاحب ارزش می کند.در نهضت ها هم بسیاری عوامل ارزش دهنده به یک نهضت هستند.عنصر امر به معروف و نهی از منکر به نهضت حسینی ارزش داد اما حسین هم به امر به معروف و نهی از منکر ارزش داد و ان را به نحوی اجرا کرد که شآن این اصل بالا رفت و یک تاج افتخار به سر امر به معروف و نهی از منکر نهاد.

چهارم؛در حاشیه!

 1  کتابی که ازش صحبت کردم"حماسه حسینی" شهید مطهری بود.
  اگه شما هم این دودلی رو داری یا داشتی و احساس کردی که بدت نمیاد این یک ماه یکم بری دنبالش و فکر کردی که که این کتاب ممکنه بهت کمکی بکنه،توی یک نظر خصوص اسم و ایمیل یا شماره همراهت رو بذار و این کتاب رو با 50% تخفیف تحویل بگیر(قیمت ریالیش زیاد نیست)
 3 ضمنا اگر بین آنمی آپلاستیک و همولیتیک و لوسمی و لنفوم و ... پنج دقیقه ای وقت اضافه آوردی،خوشحال میشم نظرت رو نه در مورد این پست که کلا در مورد این روزها و این مراسم بگی.بگی که اصن هیچ وقت بهش اعتقاد داشتی یا هیچ وقت از این مدل دودلی ها رو تجربه کردی.یا اگه متن جالب مرتبطی داری.اصن به این "خود"ی که گفتم فکر می کنی یا به نظرت وقت تلف کنیه و منم بی خیالش بشم؟!

پنجم؛تشکر!
ممنون که تا اینجا اومدین.((:

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عسل فروتن سه شنبه 19 آذر 1392 03:51 ب.ظ
سلام
فروتن هستم مسئول جذب نیروجهت آموزش درمهدکودک هاومدارس اگرتمایل دارید
باموسسه مادرشهرخودبه صورت پاره وقت یاتمام وقت بادرامد بالا فعالیت داشته باشید
کافیست جهت دریافت شرایط کاری آدرس ایمیل خودرابه شماره ی 09152407009 پیامک نمایید
باتشکر
سفیر دوشنبه 4 آذر 1392 10:12 ب.ظ
خواستم مجدد از کتاب و کار واقعا جهادی که شروع کردید تشکر کنم...
تا امروز من خیلی تک بعدی تو این قضیه فکر میکردم، اما وقتی خوندن کتابو شروع کردم، به این نتیجه رسیدم که باید دیدگاههای افراد روشنفکر تو هر زمینه ای خوند، تجزیه و تحلیل کرد، بعد نتیجه گیری کرد...
البته خودم هنوز مقداری از کتابو تو دانشگاه خوندم، خونه که آوردم مادرم کتابو شروع کردن به خوندن و فکر کنم تا چند روز دیگه نوبت ما نشه:)
همکلاسی 1 پاسخ داد:
خواهش می کنم.
یکشنبه 3 آذر 1392 11:24 ب.ظ
در پاسخ به دوست عزیزی که مطلبی بابت پاداش یزید نوشتن:
ازتون خواهش میکنم یکم راجع به یک مطلبی که میخواید بنویسید فکر کنید، تحقیق کنید تا باعث نشه نسلمون بگه مسلما همه چیز خرافات و دروغه
30000دینار و به قول شما هر دینار 4.5 گرم میشه 135کیلو:)
یزید همچین کاری نکرده ولی خب خیلی علیه امام حسین (ع)، تبلیغات منفی انجام دادن، طوری که کشتن امام حسین(ع) براشون شده بود حکم جهاد در راه خدا...
درباره نفوذ یزید چند وقت پیش یک سخن رانی تو تلویزیون دیدم که میگفت یزید 16بار پیاده به زیارت خانه خدا رفته، عباداتش زبان زد خاص و عام بوده، و وقتی همچین شخصی علیه امام حسین (ع)، صحبت میکرده مردم واقعا فکر میکردن حرفهاش حقیقت محضه، دیگه نیاز به هزینه اضافی نداشته...
بعضی وقتا تبلیغات علیه حقیقت اینقدر زیاد میشه که تشخیص حق و باطل برای همه خیلی خیلی سخت میشه...
همکلاسی 1 پاسخ داد:
یک سرچ مختصری که من در مورد این قضیه انجام دادم، خب متفاوت بود با چیزی که دوستمون گفتن:
ابن اعثم مى نویسد: ابن زیاد به اهل کوفه گفت: «یزید بن معاویه نامه اى را با چهار هزار دینار و دویست هزار درهم براى من فرستاده تا آن را بین شما توزیع کنم و با آن شما را به جنگ با دشمنش حسین بن على بفرستم، پس به دستور او گوش فرا داده و او را اطاعت کنید». الفتوح، ابن اعثم، مجلّد 3، ج 5، ص 89
البته تا جایی که من خوندم یا شنیدم،فکر میکنم فقط این نبوده که نمی تونستن حق رو واقعا تشخیص بدن،و کنار این حالا اصطلاحا جهل،ترس و طمع هم وجود داشته.مثلا شاید عبارت زیر رو شنیده باشین:
امام حسین (ع)‌ همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا آن که به منزلگاه «ذات العرق» رسید، در این منزلگاه امام (ع) با «بشر بن غالب» که از سمت عراق می‌آمد مواجه شد، از او درباره اوضاع عراق سؤال فرموده و پرسیدند: «وضعیت عراقیان چگونه است؟» بشر گفت: (یا حسین!) من آنها را در حالی ترک کردم که دل‌هایشان با تو بود و شمشیرهایشان علیه تو!
ضمن اینکه شاید من اشتباه کنم ولی فکر میکنم اتفاقا یزید برخلاف معاویه که ظاهرالصلاح بوده خیلی بی پروا بوده و مراعات هیچی رو نمی کرده و ویژگی هایی که ازش نقل شده رو هم می دونیم.
ولی این تبلیغات منفی هم بله بوده خب واقعا.تا جایی که من یک جا خوندم:
وقتی کاروان اسرا وارد شام شدند،پیرمردی نزد امام سجاد(ع) می اید و به ایشان میگوید که خدا را شکر که شما رو کشت و شهر را از وجودتان پاک کرد و یزید را بر شما مسلط کرد.
امام سجاد (علیه السلام) به او فرمود: (اى پیرمرد! آیا قرآن خوانده‏اى، او گفت: آرى، امام فرمود: آیا این آیه را خوانده‏اى: (قل لا أسألكم علیه أجراً إلا المودة فى القربى) اى پیامبر! بگو من در مقابل رسالتم از شما مزدى نمىخواهم مگر اینكه خویشاوندانم را دوست داشته باشید) "سوره شورى: آیه 23". گفت: آرى خوانده‏ام.

امام فرمود: خویشان پیامبر ما هستیم. آیا در سورى بنى اسرائیل این آیه را خوانده‏اى: (وآت ذا القربى حقه) به خویشاوند حقش را بده (آیه 23)، گفت: خوانده‏ام. فرمود: ذا القربى و خویشاوند رسول خدا ما هستیم. آیا این آیه را خوانده‏اى: (واعلموا أنما غنمتم من شیء...): بدانید كه هر غنیمتى كه به دست مىآورید، خمس آن به خدا و رسول و خویشاوند تعلق دارد (سوره انفال: آیه41)، گفت: آرى خوانده‏ام، امام فرمود: ذا القربى و خویشاوند پیامبر، ما هستیم. آیا این آیه را خوانده‏اى: (إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً) اراده حتمى خداوند تعلق گرفته است كه هر گونه پلیدى را از شما اهل بیت دور كند و شما را كاملاً پاك كند (سوره احزاب: آیه33) پیرمرد گفت: آرى خوانده‏ام، امام فرمود: ما هستیم آن اهل بیتى كه خداوند به آیه تطهیر مخصوصشان گردانیده است.

پیرمرد ساكت شد و از حرفش پشیمان گردید و گریست، عمامه خود را بر زمین زد و سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا! من بیزارى مىجویم به سوى تو از دشمنان جنى و انسى آل محمد (صلى الله علیه وآله)، پس از آن به امام عرض كرد: آیا توبه من پذیرفته مىشود، امام فرمودند: اگر توبه كنى، خداوند مىپذیرد و تو با ما هستى، او گفت: من توبه كردم. چون داستان این پیرمرد به گوش یزید رسید، دستور داد او را كشتند.
ممنون از نظرتون(:
یکشنبه 3 آذر 1392 10:08 ب.ظ
می گویند یزید به هر کدام از فرماندهان(یا لشکریان) جنگ بر علیه حسین بن علی(ع) 30000 دینار طلا پاداش داد.هر دینار طلا 4.5 گرم و هر گرم طلا حدود 85000 تومان.که به پول امروز می شود رقمی حدود 12 میلیارد تومان.
با حسین ماندن آسان نبود با مهدی ماندن نیز آسان نیست....
همکلاسی 1 پاسخ داد:
اگر این حرفتون موثق باشه(حتی اگر نباشه هم حداقل حدودی که درسته حتما)،خیلی خیلی جای فکر داره به نظر من...
ممنون،
محبی، پزشکی بهمن89 شهید بهشتی جمعه 1 آذر 1392 07:17 ق.ظ
سلام، بالاخره برای المپیاد پزشکی سایت تخصصی افتتاح شد.
خیلی از بچه های پزشکی دوست دارن بدونن المپیاد پزشکی چه شکلیه ولی متاسفانه ازش هیچ اطلاعی ندارن که توی این سایت سیر تا پیازتمام جزییاتشو خیلی کامل توضیح داده.
اگه لطف کنین و مارولینک کنید یا حداقل این عکس رو
http://s2.picofile.com/file/8101255900/medolympiad_ir_LQ.jpg
بعنوان یه پست تو وبلاگتون بذارین خیلی خیلی ممنونتون میشم.
اگرخواستین تبادل لینک هم میکنیم، لطفاکمکمون کنین تا بچه های شمام در جریان تمام جزییات المپیاد قراربگیرن، باسپاس واحترام..
Medolympiad.ir
همکلاسی 1 چهارشنبه 29 آبان 1392 09:13 ب.ظ
دوست عزیزی که به همه مشکوک شدین! گفتم که موضوع خاصی نیست.یکی از دوستان از یک شخص دیگه ناراحت بودن ظاهرا و چون قضیه ربطی به این پست و وبلاگ هم نداشت،از مدیر وبلاگ خواستم نظر ایشونو به اون شخص منتقل کنن.همین!
موافق چهارشنبه 29 آبان 1392 08:01 ب.ظ
خیلییییی خوب بود
من خودم یه کتاب خوندم به اسم چراگریه برحسین ولی نویسندش حقیقتایادم نیست خیلیییی خوب مطلب جاانداخته بود...این کتاب وقتی خوندم که هم اتاقیم بهم گفت والا امام حسینم راضی نیست اینقدر مردم براش گریه کنن واینکه ما به حساب شیعه هاهمه کارامون همین طوروبدون هیچ فکری همیشه قدم برمیداریم وعمل میکنیم...وقتی این کتاب خوندم یه جاش فرق به غم دانی وعالی وگفته بودخیلیییی جالب بودواینکه دقت کردین اگه مراسم عاشورایی وگریه برحسین نبودماکه به این سن رسیدیم کسی به اسم حسین وعاشوراوراهش هیچ وقت برامون مفهومی نداشت ودقت کردین بعدمراسم وعذاداری برای امام حسین چقدربعدش احساس سبکی روح و..دارین اینجاست که غم امام حسین که یک غم عالی خودش نشون میده....بازم سعی میکنم اسم نویسندش پیداکنم این کتاب خیلیییی وقت پیش خوندم
همکلاسی 1 پاسخ داد:
ممنون از نظرتون.اگر کتاب دوباره به دستتون رسید و تونستین یکی دو تا پاراگراف جالب ازش رو هم بذارین خالی از لطف نیست.من خیلی بازم فرق بین این دو نوع غم برام جا نیفتاد.
همکلاسی 1 چهارشنبه 29 آبان 1392 12:08 ق.ظ
خطاب به نظر بدون اسم:
باشه چشم،صحبتتونو عینا به ایشون منتقل می کنم.
من نمی دونم ماجرا چی بوده و چه اتفاقی افتاده که شما اینقدر عصبانی هستین ولی فکر میکنم اگه حتی اشتباه از اون شخصی باشه که فرمودین،انتقال همین نظرتون به خود ایشون کافی باشه.ضمن اینکه این دو تا مسئله به نظرمن خیلی ربطی به هم ندارن،یکی یه سری عقاید و باورهایی واسه خودش داره،در عین حال ممکنه یه جا هم یک کار اشتباهی سهوا انجام بده!البته اگه واقعا همینطور باشه که شما فرمودین.
دوستان!حساس نشین مسئله خاصی نیست!
علی الحساب سه شنبه 28 آبان 1392 01:43 ق.ظ
سلام به شما،
امیدوارم این کار قشنگتونو ادامه بدین.

داشتم به این فکر می کردم که بعضیا فقط دنبال این هستن که یه بساطی فراهم بشه تا بتونن ازش استفاده کنن و بهره ببرن، مراسمی که توش شرکت کنن، جلسه ای که توش عزاداری کنن، کتاب یا مطلبی که بخوننش و کمی معرفت پیدا کنن...
اما بعضیا «خودشون» میشن اون بساط؛ و با تموم سختیش این امکان رو برای بقیه فراهم می کنن تا لذت ببرن.
یکی کلی پول نذر می کنه،
یکی کلی انرژی،
یکی هم کلی وقت.

یه بنده خدایی می گفت بعضیا دوس دارن جونشونو فدای امام حسین(ع) کنن؛ اما بعضیای دیگه جونشونو فدای اون کسی می کنن که قراره جونشو فدای امام حسین (ع) کنه. معلومه کدوم بیشتره ارزشش.
...حالا می فهمم چرا بعضیا میگن خاک پای «نوکرات» ایم حسین!

با تموم سختیا و مشکلاتش، لطفا این کارو ادامه بدین. فقط بدونین که «دیده میشین»، اونی که باید، می بینه.
(علی الحساب اینو برای ذوق زدگیم داشته باشین تا بعد که نظرمو راجع به این «من»ی که گفتین بگم)
خوش بگذره!
همکلاسی 1 پاسخ داد:
ممنون از نظرتون.
یکشنبه 26 آبان 1392 10:37 ق.ظ
میدونی کجاش مسخرست؟(البته نظرم ربطی به نظر قبلی نداره)
اینکه مطالبت خیلی پیش پا افتادست
سفیر شنبه 25 آبان 1392 04:34 ب.ظ
ببخشید که اسم کتاب تو نظر اشتباه تایپ شد و ممنون که تصحیح کردید:
"حسین وارث آدم: دکتر علی شریعتی"
از کتاب خبری نشد ها:)
همکلاسی 1 پاسخ داد:
چشم،انشالله اوایل هفته بعد.این هفته فرجه قبل از امتحان ماست.
دوستان دیگه هم اگر مایل بودین کتاب رو بگیرید لطفا تا اخر همین هفته بگین.
behnam شنبه 25 آبان 1392 01:47 ب.ظ
manam movafegham ba akharin nazarm, bazi nazarat hata arzeshe taeed kardan nadare che bere3 bekhay javab bedi

mamnun bekhatere in poste jaleb va daqdaqeye ghashangi k dari
:)
همکلاسی 1 پاسخ داد:
خواهش می کنم(:
جوابی که به دوستمون دادم واسه این بود که یکم چشممونو بازتر کنیم و ببینیم داریم در برابر چی جبهه می گیریم.شاید نظر ایشون نظر دوستان دیگه ای هم بود که به خاطر شخصیت بالاتری که دارن نمیان و به این شکل بیانش کنن.ایا به صرف اینکه تو ذهن برخی افراد جا افتاده که با هر چی مذهبی بود باید مخالفت کرد؟!حتی اگر زیبا و عقلانی و انسانی باشه؟
البته به نظر من این مخالفت ها نشونه بدی نیست.این اعتقادو از جاذبه و دافعه علی(ع) گرفتم اگر واسه همه جاذبه باشی یا واسه همه دافعه،باید مشکلو تو خودت پیدا کنی.اما اگه توی یه جمع با عقاید و نظرات مختلف حرفی زدی که یک عده تاییدش کردن و یک عده دیگه به خاطر اون علیه تو قرار گرفتن می تونی بیشتر امیدوار باشی که درست رفتار کردی(البته خب مطمئنا همیشه نه!)
جمعه 24 آبان 1392 08:58 ب.ظ
بعضی از نظراتو اصلا باید تحویل نگرفت
تایید نکنید راحت ترین
اینطوری بقیه هم فکر میکنن اگر نظری بدن یا مطلبی بنویسن مورد تحقیر عده ای قرار میگیرن و اینکارو نمکنن
پس بذارید بعضیها تو جهالت خودشون بمونن
جمعه 24 آبان 1392 01:47 ق.ظ
ّبرین بمیرین بابا!! بحثای لوس مسخره!
همکلاسی 1 پاسخ داد:
ممنون که شما هم نظرتونو گفتین.کلا یک حسن این طور بحث ها همینه که ادم با نظرات مخالفش هم اشنا میشه.
فقط کاش می گفتید که کدوم قسمتش به نظرتون لوس و مسخره است؟
اینکه میگم بین همه چیزایی که دور و برمونه کمی به خودمون هم فکر کنیم یا بخش های این کتاب؟و کدوم بخشش؟
حماسه انسانیت و بشریتش،اینکه فکر کن و بفهم این حماسه چی بوده و بعد دنبالش برو،این هماهنگی ما با روح امام حسین(ع) و تاثیر از حریت و همتش؟
اگه بگید به خاطر کدوم یک از این بخش ها باید بمیریم لطفتون رو تکمیل می کنید.
lol پنجشنبه 23 آبان 1392 08:51 ب.ظ
بعضیا یا زیادی خوندن یا کلا بیخیال شدن:)
همکلاسی 1 پاسخ داد:
اینم حرفیه:دی
پنجشنبه 23 آبان 1392 07:08 ب.ظ
شما چرا بدون اسم مطلب مینویسی؟ اسمت؟
همکلاسی 1 پاسخ داد:
عذر میخوام دوست عزیزم.من هم با اسم نذاشتن در خیلی از موارد مخالفم.اما هنوز ابتدای راه اصلاح شخصیتم هستم.و یکی از خصوصیات بدم اینه که اگر بدون اسم بعضی مطالبو بذارم راحت ترم و احساس بهتری دارم.هر وقت این ویژگی رو اصلاح کردم.چشم اسمم رو خواهم گفت.
سفیر پنجشنبه 23 آبان 1392 04:23 ب.ظ
ادامه...
ممنون از توصیتون بابت خوندن این کتاب با ارزش، یک کتاب با ارزش دیگه هم تو این زمینه هست که هم به شما و هم به سایر دوستان توصیه میکنم حتما بخونید، فکر کنم یکم بیشتر با روحیات نسل جوون سازگاری داره: "حماسه حسینی: دکتر علی شریعتی" که یک قسمت کوتاهشو آوردم:
یک نگاه احساسی ، حرکتی دارد شتاب زده و زود میرا،اما یک نگاه ذهنی ومتفکر ،متحرک است و محرک
و حسین ،تشنه لبیک همین نگاه بود.حسین تشنه آب نبود ، تشنه شناخت بود.
می خواست بداند آیا کسی خارج از ادای کلمات فهمید عمق دعای عرفه را؟
کسی فهمید چرا عرفات ناتمام ماند؟ کسی فهمید چرا حسین نه در منا که در نینوا به قربانگاه رفت وثارالله شد؟ حسین تشنه آب نبود ،تشنه لبیک بود و فهم و تفکر و معرفت ما از دین و اعتقادش، که برایش جنگید وعقل آبی بودا را به عقل سرخ سهروردی پیوند زد و به خدایش هدیه کرد.حسین، رویش درخت عصیانی بود که از پستی این دنیای کوتاه تا ماورا سر برداشت...

خیلی دوست دارم کتابی که معرفی کردیدو داشته باشم و تو فرصت مناسب بخونمش
فقط برای همکلاسیهاتون امکان خریدش از شما هست؟یا دانشجوی دانشگاه فردوسی هم میتونه؟
همکلاسی 1 پاسخ داد:
ممنونم از نظرتون.بله،حرفتون رو کاملا قبول دارم.شاید بعضی از سنت ها رو اونجوری که باید به ما معرفی نکردن.اما مشکلی که به نظرم ما جوونای امروز داریم اینه که اگه یه جا بین این مسائل(سنت و مدرنیته یا اعتقادی که از کودکی بهمون گفتن درسته و امروز یک چیز دیگه می بینیم و می شنویم)گیر می کنیم،حاضر نیستیم فکر کنیم.یا می خوایم مصرانه روی عقیده ای که باهاش بزرگ شدیم بمونیم و بالاخره یک جایی کم میاریم و یا به راحتی تن به مدرنیته امروز می دیم.اینه که میگم گاهی اوقات از "خودمون" فراموش می کنیم.
از ابهامی که توی یک خط جزوه یکی از استادها هست نمی تونیم بگذریم ولی از اساسی ترین ابهام های اعتقادیمون به راحتی عبور می کنیم.اما کاش خودم اونقدر خلاف این چیزی که دارم میگم بودم تا بهتر می تونستم منظورمو بگم اما متاسفانه خودم هم خیلی جاها گرفتار همین خودفراموشی شدم.
یکی از اشناهام همیشه توی مراسم عزاداری و.. که شرکت می کرد می گفت یعنی چی اخه؟چرا فلسفه این عاشورا رو نمیان به ما بگن؟همیشه بیا عزاداری و هیچ وقت هم نفهم که چی کار داری می کنی؟!امروز بهش گفتم عزیز دلم!اخه تو تو طول سال یک روز واسه امام حسین اونم دو ساعتشو وقت میذاری و می خوای به عمق فلسفه عاشورا برسی؟چرا خودت نمیری و بفهمی این قضیه رو؟مگه حتما یکی باید بیاد و مستقیم به ما بگه.خودمون نمی تونیم بریم دنبالش؟اینه که ماها امروز همه رو مقصر می دونیم جز خودمون رو.
کتابی هم که فرمودید."حسین وارث آدم" دکتر شریعتی که این کتاب رو هم خوندم و واقعا توصیه می کنم که بخونید.در حدی بعضی از جملاتش زیبا بود و مفاهیمی که مطرح شده بود که گاهی در بین خوندنش ناخوداگاه اشک می ریختم.یک قسمت زیبای دیگه از این کتاب:
در قبایل عرب همواره جنگ بود،اما مكه ((زمین حرام)) بود و چهار ماه رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم،((زمان حرام))، یعنی كه درآن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می كردند، اما برای آنكه اعلام كنند كه:((در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت))، سنت بود كه بر قبه ی خیمه ی فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند كه:((جنگ پایان نیافته است)).
آنها كه به كربلا می روند، می بینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ، آرامش مرگ سایه افكنده است.
اما می بینند كه بر قبه ی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این ((سال های حرام)) بگذرد!
اما دلیلی که من حماسه حسینی رو معرفی کردم این بود که با این کتاب مفاهیم بیشتری رو به دست اوردم و به برطرف شدن اون دودلی که گفتم برام بیشتر کمک کرده بود و گفتم اگه قراره فقط یک کتاب بخونیم شاید این مورد جامع تر باشه.اما به هرحال سلیقه ها مختلفه شاید کسی کتاب دکتر شریعتی بیشتر روش تاثیر داشته باشه.در کل به نظرم مطالعه هر دوتاش کنار هم مفید تر باشه.
برای خرید کتاب هم مشکلی نیست.حتما می تونید(:
سفیر پنجشنبه 23 آبان 1392 04:22 ب.ظ
سلام بر شما دوست عزیز
حقیقتش من خیلی این دو دلی برام به وجود اومده، بین سنت و مدرنیته اما نه برای اصل قضیه، بیشتر برای اینکه وقتی به دور و برم نگاه میکنم میبینم بین عقیده تا عمل خیلی فاصله انداختن، بین سنت و مدرنیته فاصله انداختن، اصلا این دو تا بحثو از هم جدا کردن، سنت باید با دنیای مدرن جلو میومد اما نذاشتن جلو بیاد، بحث امروز نیست، این بحثو از هزارو خورده ای ساله که شروع کردن، نسل جوون ما اگر بخواد همراه با سنت بشه از طرف عده ای "امل: کوتاه فکر" خطاب میشه، مثلا برای محرم اگه روز اول پیراهن سیاه بپوشه ببینید واکنش هم سن و سالاش چطوره(اتفاقی که برا خودم هر سال میفته)! در صورتی که اگر همین جوون شلوار جینی که از ده جاش پاره پاره شده بپوشه، با تحسین اطرافیان که مد روز اینه همراه میشه!!
چرا نتونستیم "سنت" رو اون طور که جایگاهشه معرفی کنیم؟چرا سنت مذهب ما مورد تحقیر واقع میشه اما...

و بابت پستتون خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم هنوووز هستن هم سن و سالهایی که همراهی کنن، بابت یک موضوع تحقیق کنن، برداشت سطحی از این قضایا رو تبدیل به باور عمیق تو وجودشون بکنن، تا بتونن توجیهی منطقی برای نسل بعد که از نظر من یک نسل ماوائی تو همه زمینه ها هستن برای "سنت" داشته باشن...
خیلی خوبه بعضی وقتا بتونه آدم خودشو از همه مشغله های ذهنی و فیزیکی کنار بکشه و "فکر" کنه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.