تبلیغات
پزشکی مهر 89 مشهد - کشف واسط گمشده مغز و سیستم ایمنی
 
 
پیغام مدیر :
رعایت موارد ذکر شده در صفحه منشور قوانین وبلاگ از جانب شما بازدیدکننده گرامی، مایه مسرت خواهد بود،
 
 
کشف واسط گمشده مغز و سیستم ایمنی
نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد 1394
ساعت : 09:19 ب.ظ
نویسنده : محمدرضا امامی

پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیا طی کشف حیرت‌آوری که چندین دهه آموزه‌های کتب درسی را زیر سؤال خواهد برد، معلوم ساختند که مغز از طریق عروق لنفاوی که سابقاً تصور وجودشان نمی‌رفته، به سیستم ایمنی بدن متصل است!
همین‌که چنین عروقی به رغم نقشه‌برداری‌های گسترده از دستگاه لنفاوی انسان تاکنون ناشناخته مانده بوده خود جای تعجب دارد، حال‌ آنکه اهمیت حقیقی این کشف برمی‌گردد به دلالت‌های احتمالی آن بر بررسی و درمان بیماری‌های نورولوژیک از اوتیسم و آلزایمر گرفته تا MS.

طرحی از سیستم لنفاوی در بالاتنه انسان، پیش (تصویر چپ) و پس از کشف اتصالات عروق لنفاوی و CNS (تصویر راست)

جاناتان کیپ‌نیس، استاد دپارتمان علوم اعصاب و مدیر مرکز ایمونولوژی مغز و سلولهای گلیال دانشگاه ویرجینیا (BIG)، در این‌باره اظهار می‌کند: “حال به جای اینکه بپرسیم «چگونه به بررسی عکس‌العمل‌های ایمنی مغز بپردازیم؟» و «چرا بیماران MS به حمله‌های ایمنی دچار می‌شوند؟»، می‌توانیم از طریق مکانیکی به این [حوزه] ورود کنیم. چرا که مغز هم مثل هر بافت دیگری [در بدن]، از طریق عروق لنفاوی مننژیال به دستگاه ایمنی محیطی متصل است. این [کشف]، نحوه درکمان از برهم‌کنش‌های نوروایمونولوژیک را به‌کلی متحول می‌کند. ما همیشه این [برهم‌کنش‌ها] را به منزله رازی تلقی می‌کردیم که نمی‌توان به بررسی‌اش پرداخت. اما حال می‌توانیم به طرح سؤالات مکانیکی بپردازیم”.

کیپ‌نیس ادامه می‌دهد: “به باور ما، امکان دارد این عروق در هر عارضه نورولوژیکی که به یک عضو ایمنی بدن مربوط می‌شود، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند. سخت است تصور این‌که این عروقْ ارتباطی به یک بیماری‌ [نورولوژیک] که به یک عضو ایمنی مربوط می‌شود، نداشته باشند”.

 

کشفی تازه‌ در بدن:

کوین لی، مدیر دپارتمان علوم اعصاب دانشگاه ویرجینیا همینطور به خبر کشف آزمایشگاه کیپ‌نیس واکنش نشان می‌دهد: “بار اولی که این بچه‌ها نتایج اصلی را نشانم دادند، فقط یک جمله گفتم: «این‌ها بناست کتب درسی را متحول کنند». هیچ [مابه‌ازایی در] دستگاه لنفاوی‌ [تاکنون] برای دستگاه اعصاب مرکزی وجود نداشته، و از همان اولین مورد مشاهداتی – که به دنبال‌اش آن‌ها پژوهش‌های متعددی را در پشتیبانی از آن یافته به ثمر رساندند – معلوم بود که بناست نگاه‌ها را به نحوه ارتباط دستگاه اعصاب مرکزی به دستگاه ایمنی بدن به‌کلی متحول کند”.

حتی کیپ‌نیس هم در وهله اول شک داشت. “راستش باورم نمی‌شد که ساختارهایی در بدن وجود داشته باشد که از آن‌ها بی‌خبریم. فکر می‌کردم بدن [کاملاً] نقشه‌برداری شده، و این کشفیات هم حول و حوش اواسط قرن گذشته به اتمام رسیده. ولی ظاهراً این‌طور نبود!”.

این کشف، به یمن کار آنتوان لووه، از پژوهشگران  دوره فوق دکتری آزمایشگاه کیپ‌نیس به ثمر رسید. این عروق هنگامی کشف شدند که لووه موفق به تدوین روشی برای استقرار مننژهای یک موش آزمایشگاهی بر روی تنها یک اسلاید میکروسکوپی شد؛ به‌طوری‌که بدین‌وسیله می‌شد این غشاها را به‌یک‌باره بررسی کرد. لووه خود در این‌باره می‌گوید: “در واقع کار خیلی راحتی بود. فقط یک قلق داشت: مننژها را همان درون جمجمه ثابت کردیم، به‌طوری‌که بافت مربوطه در همان وضعیت فیزیولوژیک [اصلی]‌اش محفوظ می‌مانَد، و سپس آن را جدا کردیم. اگر از طریق دیگری عمل می‌کردیم، کار پیش نمی‌رفت”.

لووه بعد از تشخیص الگوهای توزیع سلول‌های ایمنی بر روی اسلایدها، نمونه‌ا‌ی را جهت کسب اطمینان از احتمال میزبانی آن از عروق لنفاوی آزمایش کرد، و متوجه شد این عروق حقیقتاً وجود دارند. در واقع چیز غیرممکنی آنجا وجود داشت. لووه، آن لحظه را این‌طور به خاطر می‌آورد: “جانی [کیپ‌نیس] را به پشت میکروسکوپ فراخواندم و گفتم «فکر کنم [اینجا] چیزی داریم»”.

کیپ‌نیس در این‌باره که چرا عروق لنفاوی مغز اصلاً توانسته بودند این‌ همه مدت از چشم پژوهشگران پنهان بمانند، خاطرنشان می‌کند که این عروق در راستای رگ خونی برجسته‌ای واقع‌اند که به سینوس‌ها منتهی می‌شود؛ یعنی ناحیه‌ای که به‌سختی می‌شود از آن تصویربرداری کرد. او می‌گوید: “آنقدر به رگ خونی نزدیک است که راحت گمش می‌کنید. اگر ندانید که پی چه می‌گردید، راحت گمش می‌کنید”.

او می‌افزاید: “تصویربرداری مستقیم از این عروق برای ترسیم عملکردشان تعیین‌کننده بود، و این مهم بدون همکاری با تاجی هریس امکان‌پذیر نمی‌بود”. هریس، استادیار علوم اعصاب، و از اعضای مرکز BIG است. کیپ‌نیس همچنین مهارت‌های “خارق‌العاده” جراحی ایگور اسمیرنوف را هم تمجید می‌کند؛ پژوهش‌یاری در آزمایشگاه کیپ‌نیس، که اقداماتش برای تصویربرداری موفق حین این پژوهش ضرورت داشت.

 

آلزایمر، اوتیسم، MS، و دیگر بیماری‌های نوروایمونولوژیک:

حضور غیرمنتظره این نوع ویژه از عروق لنفاوی در بدن، سؤالات متعددی را پیش می‌کشد که حال بایستی به آن‌ها پاسخ گفت؛ سؤالاتی هم راجع به عملکرد مغز، و هم بیماری‌هایی که به مغز آسیب می‌زنند.

مثلاً آلزایمر را در نظر بگیرید. کیپ‌نیس در این‌باره می‌گوید: “در بیماری آلزایمر، با تجمعاتی از توده‌های بزرگ پروتئینی در مغز روبروییم. فکر می‌کنیم این توده‌ها بدین‌واسطه در مغز تجمع یافته‌اند که به‌خوبی توسط این عروق پاک‌سازی نمی‌شوند”.

او خاطرنشان می‌کند که این عروق، بسته به سن فرد، متفاوت به نظر می‌رسند؛ به‌طوری‌که نقش‌شان در کهولت سن، خود حوزه‌ تحقیقاتی متفاوتی را شکل می‌دهد. و طیف بسیار گسترده‌ای از دیگر بیماری‌های نورولوژیکی هم وجود دارند، از اوتیسم تا MS، که بایستی هم‌ اکنون در پرتو حضور چیزی به بررسی‌شان پرداخت که علم تاکنون به نبودش اصرار می‌ورزید.

نتایج این کشف جدید در ژورنال Nature گزارش شده است:

Structural and functional features of central nervous system lymphatic vessels


منبع: www.neurosafari.com

:: مرتبط با: پزشکی , علمی ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
moghaddas دوشنبه 25 خرداد 1394 07:45 ب.ظ
فوق العاده بود به نظر من...
ممنون
محمدرضا امامی پاسخ داد:
بله، کشف واقعاً فوق العاده ایه ... خواهش میکنم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.